یا حسین علیه السلام

در هر دو عالم افتخارم این است که خادم اهل بیت علیه السلام باشم

در هر دو عالم افتخارم این است که خادم اهل بیت علیه السلام باشم

یا حسین علیه السلام

یا حسین علیه السلام بهت توسل میکنم هدایتم کن و قلبم را منقلب به سوی خدا و قرآن و عترت کن آمین

عشق فقط الله است و قران عترت تنها وسیله ای برای ریسدن به الله است و رضایت معشوق..

ما اگر دیوانه ی اهل بیت علیه السلام هستم سرچشمه این دیوانگی و محبت فقط از عشق خداست

ما محب عاشقان خدایم و عاشق خدا ..

یا امیرالمومنین حیدر مدد

بر عمر بن خطاب لعنت

پیام های کوتاه
پیوندهای روزانه

غدیر از دیدگاه قرآن

چهارشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۲، ۰۷:۱۸ ق.ظ

به نام خدا


غدیر از دیدگاه قرآن


درباره واقعه غدیر و اهمیّت این روز، آیاتى از قرآن نازل شده است. پیش از خطبه غدیر این آیه نازل شد:
(یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ);1اى پیامبر! آن چه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، (به مردم) ابلاغ کن; و اگر چنین نکنى، رسالت خدا را انجام نداده اى.
آن گاه که پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله خطبه را به پایان رساند، این آیه کریمه فرو فرستاده شد:
(اَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الاْسْلامَ دیناً);2امروز دین شما را به حدّ کمال رسانده و نعمت را بر شما تمام کردم و آیین اسلام را برایتان برگزیدم.هنگامى که خطبه غدیر پایان یافت و مسأله بیعت با امیر مؤمنان على علیه السلام به طور جدّى مطرح شد، عربى درخواست عذاب نمود و این آیه درباره او نازل شد:
(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذاب واقِع);3
درخواست کننده اى تقاضاى وقوع عذابى نمود.
خلاصه شأن نزول این آیه مبارکه چنین است:
پس از آن که واقعه غدیر پایان یافت، شخصى به نام «حارث بن نُعمان فهرى» نزد رسول خدا صلى اللّه علیه وآله آمد و با حالى آشفته به حضرتش چنین خطاب کرد: ما را به نماز گزاردن امر نمودى امتثال کردیم. دستور به پرداخت زکات فرمودى اطاعت کردیم و... و اکنون بازوى پسر عمویت را گرفته و او را به عنوان ولىّ و سرپرست بر ما نصب نمودى! آیا این دستور از پیش خود توست یا از خدا؟
پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله در پاسخ فرمود:
والّذی لا إله إلاّ هو، هذا من اللّه;
به خدایى که جز او معبودى نیست سوگند! این فرمانى از جانب خداوند است.
حارث پشت کرد و به طرف مرکب خود حرکت کرد و مى گفت: خدایا! اگر آن چه محمّد مى گوید حق است، بارانى از سنگ هاى آسمانى بر ما ببار و یا عذاب دردناکى بر ما فرو فرست!
هنوز به مرکبش نرسیده بود که خداوند سنگى فرو فرستاد که بر فرقش خورد و از دامنش بیرون گشت. در این هنگام خداوند این آیه را نازل فرمود:
(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذاب واقِع * لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ);4درخواست کننده اى تقاضاى وقوع عذابى کرد. این عذاب براى کافران است و هیچ کس نمى تواند آن را دفع کند.5این آیه و آیاتى دیگر، درباره واقعه غدیر خمّ است و هر یک از این آیه ها بحث مستقلّ و جداگانه اى را مى طلبد که به فرصتى بیش از این نیازمند است.
____________________________
1 . سوره مائده: آیه 67.
2 . سوره مائده: آیه 3.
3 . سوره معارج: آیه 1.
4 . سوره معارج: آیات 1 و 2.

5 . تفسیر ثعلبى: 10 / 35، شواهد التنزیل: 2 / 381.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



در ادامه مطلب هم به صورت مفصل و منابع دیگر بخونید





(یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ)؛1
اى پیامبر! آن چه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، به طور کامل (به مردم) برسان و اگر انجام ندهى رسالت او را انجام نداده اى و خدا تو را از (خطرهاى) مردم حفظ مى کند.
پیش از سخنرانى پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله در روز غدیر این آیه نازل شد. روایات اهل بیت علیهم السلام نیز بر نزول این آیه در روز غدیر صحّه مى گذارند.

شیخ محمّد بن یعقوب کلینى رحمه اللّه درگذشته سال 328 هجرى به سند خود از امام محمّد باقر علیه السلام این گونه نقل مى کند:
خداوند، به پیامبر خود دستور داد که ولایت على علیه السلام را اعلام کند و این آیه را بر او نازل کرد:

(إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ)؛2
ولىّ و صاحب اختیار شما تنها خدا، پیامبر او و کسانى هستند که ایمان آورده اند؛ همان کسانى که نماز را برپا مى دارند و در حال رکوع، زکات مى دهند.

در این آیه، ولایت اولى الأمر واجب شد، اما مردم از کنه این ولایت، آگاه نبودند. از این رو خداوند به حضرت محمّد صلى اللّه علیه وآله فرمان داد تا به سان نماز، زکات، روزه و حجّ، ولایت را نیز براى مردم تفسیر نماید.

هنگامى که این دستور، ابلاغ شد، سینه رسول خدا صلى اللّه علیه وآله به تنگ آمد و ترسید که مردم از دین خود، مرتدّ شده و او را تکذیب نمایند. از این رو با پروردگار متعال، درد دل نمود.
در این هنگام، خداوند متعال به آن حضرت این گونه وحى فرمود:

(یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ)؛
اى پیامبر! آن چه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، به طور کامل (به مردم) برسان و اگر انجام ندهى رسالت او را انجام نداده اى و خدا تو را از (خطرهاى) مردم حفظ مى کند.

به همین جهت، رسول خدا صلى اللّه علیه وآله از دستور خداى تعالى اطاعت نمود و در روز غدیر خم، ولایت على علیه السلام را اعلام فرمود. ایشان نداى نماز جماعت، سر داد و از مردم خواست تا شاهدان، غایبان را آگاه سازند... .3

حافظان بزرگ و عالمان مشهور اهل سنّت نیز هم چون ابن ابى حاتم، ابن مردویه، ثعلبى، ابونعیم اصفهانى، واحدى، حسکانى، ابن عساکر، فخر رازى، نیشابورى، عینى، جلال الدین سیوطى و... نزول این آیه را در روز غدیر نقل کرده اند.4


1 .سوره مائده: آیه 67.
2 .سوره مائده: آیه 55.
3 .الکافى: 1 / 289، حدیث 4.
4 .الدرّ المنثور: 2 / 298، أسباب النزول: 115، ترجمة أمیرالمؤمنین من تاریخ مدینة دمشق: 2 / 86 ، التفسیر الکبیر: 12 / 49، تفسیر نیسابورى: 6 / 129130، عمدة القارى: 18 / 206... .

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هنگامى که سخنرانى پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله در روز غدیر پایان یافت و حاضران با امیر مؤمنان على علیه السلام بیعت کردند، این آیه نازل شد:
(الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَرَضیتُ لَکُمُ اْلإِسْلامَ دینًا)؛1
امروز دین شما را به حدّ کمال رساندم و بر شما نعمتم را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است براى شما برگزیدم.
شیخ کلینى رحمه اللّه به سند خود از امام محمّد باقر علیه السلام، حدیث سخنرانى امیر مؤمنان على علیه السلام را که به خطبه «وسیله» معروف است، نقل مى کند. امیر مؤمنان على علیه السلام در این سخنرانى مفصّل مى فرماید:
آن گاه پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله به سوى غدیر خم رفت و مسلمانان به دستور ایشان، چیزى شبیه به منبر را آماده کردند. پیامبر صلى اللّه علیه وآله بر فراز آن منبر رفت و بازوى مرا گرفت تا جایى که سفیدى زیر بغلش نمایان شد؛ آن گاه با صداى بلند فرمودند:
من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهمّ وال من والاه، وعاد من عاداه؛هر که من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدایا! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار.
بنابراین، دوستى با من، دوستى با خدا و دشمنى با من، دشمنى با خداست و در این هنگام، خداوند این آیه را نازل کرد:

(الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَرَضیتُ لَکُمُ اْلإِسْلامَ دینًا)؛
امروز دین شما را به حدّ کمال رساندم و بر شما نعمتم را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است براى شما برگزیدم.
از این رو، ولایت من، موجب تکمیل دین و خشنودى پروردگار بزرگ شد.2

شایان ذکر است که برخى از عالمان و حافظان بزرگ اهل سنّت همانند ابن مردویه، ابونعیم اصفهانى، ابن مغازلى، موفّق مَکى، ابوحامد صالحانى، حموینى و... نیز نزول این آیه در روز غدیر را نقل کرده اند.3


1 . سوره مائده: آیه 3.
2 . الکافى: 8 / 27.
3 . المناقب، ابن مغازلى: 18، المناقب، خوارزمى: 80 ، فرائد السّمطین: 1 / 74... .

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هنگامى که مردم با امیر مؤمنان على علیه السلام بیعت کردند و این بیعت پایان یافت درباره شخصى به نام نعمان فهرى این آیه نازل شد:

(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذاب واقِع * لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ)؛1
پرسنده اى، عذاب حتمى درخواست کرد؛ عذابى که بر کافران است و هیچ دفع کننده اى ندارد.
شیخ فرات بن ابراهیم کوفى رحمه اللّه به سند خود چنین نقل مى کند:
حسین بن محمّد خارفى مى گوید: از سفیان بن عیینه پرسیدم: آیه (سَأَلَ سائِلٌ) درباره چه کسى نازل شده است؟
سفیان پاسخ داد: پسر برادرم! از چیزى پرسیدى که پیش از تو هیچ کس آن را از من نپرسیده بود. من همین سؤال را از امام جعفر صادق علیه السلام پرسیدم.

آن حضرت از جدّش از پدرش از ابن عباس چنین نقل کرد:
در روز غدیر، پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله برخاست و به ایراد یک سخنرانى کوتاه پرداخت و آن گاه امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیهما السلام را فرا خواند، بازویش را گرفت و آن گاه دستش را بالا برد تا جایى که سفیدى زیر بغل هر دو نمایان شد.
در این هنگام پیامبر صلى اللّه علیه وآله فرمود:
ألم اُبلّغکم الرسالة؟ ألم أنصح لکم؟
آیا رسالتم را به شما ابلاغ نکردم؟ آیا شما را ناصح و خیرخواه نبودم؟
گفتند: آرى، همین طور است.
فرمود:
من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهمّ وال من والاه، وعاد من عاداه، وانصر من نصره، واخذل من خذله؛
هر که من مولاى او هستم این على، مولاى اوست. خدایا! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار.
خداوندا! هر که او را یارى کند، او را یارى نما و هر که او را تنها گذارد، تنهایش گذار.
سخن پیامبر صلى اللّه علیه وآله بر سر زبان ها افتاد و به نعمان فهرى رسید. نعمان، شترش را پالان کرد و بر آن سوار شد... آن گاه به نزد پیامبر صلى اللّه علیه وآله آمد و سلام کرد.
پیامبر صلى اللّه علیه وآله نیز پاسخ سلام او را داد.

نعمان گفت: اى محمد! ما را دعوت کردى که «لا إله إلاّ اللّه» بگوییم، ما اجابت کردیم، آن گاه از ما خواستى به نبوّت تو ایمان بیاوریم و ما نیز با وجود برخى تردیدها، ایمان آوردیم. آن گاه ما را به نماز دعوت نمودى و ما به دعوت تو لبّیک گفتیم. سپس ما را به روزه دارى فرا خواندى و این کار را انجام دادیم؛ بعد از آن، ما را به حجّ دعوت نمودى و آن گونه که تو مى خواستى، انجام دادیم، آن گاه گفتى: هر کدام از شما که دویست درهم کسب کند، باید همه ساله، خمس آن را صدقه بدهد، ما نیز این فرمان تو را اجرا کردیم.

اکنون پسر عمویت را برگزیده اى و او را مهتر ما قرار داده اى و مى گویى: «هر که من مولاى او هستم این على مولاى اوست، خدایا! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار، خداوندا! هر که على را یارى کند، یاریش کن و هر که او را تنها گذارد، تنهایش گذار». آیا این سخنان از جانب توست یا از جانب خدا؟

پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله سه بار فرمود:
بل عن اللّه؛
قطعاً از جانب خداوند است.
در این هنگام نعمان فهرى به حالت خشم، برخاست و گفت: خداوندا! اگر این گفته هاى محمّد، حقّ است، بارانى از سنگ آسمانى بر ما ببار تا بلایى براى نسل کنونى و آیه اى براى نسل هاى بعدى ما باشد؛ و اگر این سخنان محمّد دروغ است، بلایت را بر او نازل کن!

آن گاه به شترش نهیب زد و زانوبند آن را باز کرد. سپس بر آن سوار شد و رفت. هنگامى که از آن دشت پهناور بیرون مى رفت. خداى تعالى از آسمان سنگى را بر سرش فرو فرستاد؛ به گونه اى که پس از اصابت به سر نعمان، سنگ از پشتش بیرون زد و او را به هلاکت رساند.
در این هنگام، خداى تعالى این آیه ها را درباره نعمان فهرى نازل کرد:

(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذاب واقِع * لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ * مِنَ اللّهِ ذِی الْمَعارِجِ)؛2
پرسنده اى، عذاب حتمى درخواست کرد؛ عذابى که بر کافران است و هیچ دفع کننده اى ندارد. این عذاب از خداى صاحب معارج است.3

نزول این آیه شریفه را نیز برخى از عالمان و محدّثان بزرگ اهل سنّت همانند ثعلبى، سبط ابن جوزى، زرندى، سمهودى، ابن صبّاغ، مناوى، حلبى و... درباره نعمان فهرى نقل کرده اند.4

گفتنى است که این حدیث با همین متن، در تفسیر ثعلبى و به سند خود او از سفیان بن عیینه نیز نقل شده است.5


1 . سوره معارج: آیات 1 و 2.
2 . سوره معارج: آیه هاى 1 ـ 3.
3 . بحار الأنوار: 37 / 175.
4 . تذکرة الخواص: 30، نظم درر السمطین: 93، الفصول المهمّه: 42، فیض القدیر: 6 / 281، السیرة الحلبیه: 3 / 337، نور الابصار: 78... .
5 . بحار الأنوار: 37 / 176.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شیخ على بن ابراهیم قمى رحمه اللّه ـ از بزرگان قرن سوّم ـ به سند خود از امام جعفر صادق علیه السلام نقل مى کند که آن حضرت فرمود:
در روز غدیر و در شأن امیر مؤمنان على علیه السلام این آیه ها نازل شد:

(وَإِنَّهُ لَتَنْزیلُ رَبِّ الْعالَمینَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ اْلأَمینُ * عَلى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرینَ)؛1
و به یقین این (قرآن) از جانب پروردگار جهانیان نازل شده است. روح الأمین آن را نازل کرده؛ بر قلب تو، تا از بیم دهندگان باشى.2



1 . سوره شعراء: آیه هاى 192 ـ 194.
2 . تفسیر القمى: 2 / 124، شیخ محمد محسن فیض کاشانى ـ متوفّاى سال 1091 هجرى ـ نیز این حدیث را به نقل از تفسیر القمى در کتاب الصّافى فى تفسیر القرآن: 4 / 50 آورده است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


منبع:http://www.ahle-beyt.ir/forum/showthread.php?t=4176


 این آیات طبق قران قابل پذیرش در قلوب کسانیت که خدا هدایتشان کرده هیچ شک و شبه ی نیست 

اما برای اونهای که خدا روی دلشان مهر گذاشته حتی اگه شبو روز نماز و قران بخونن قابل قبول نیست


دیگه تعصب شیعه سنی نیست حرف قران هستش همین مونده ادعای مسلمانی و مومنی بکنی در حالی که خود قران را رد کنی

سنی ها به خدا کلاه سرتون گذاشتن جز معصوم و کسی که خدا انتخوابش کنه هیچ کسی به امت پیامبر ص ولایت ندارد بعد پیامبر ص علی ع بر ما ولایت داشت و داره با رای و رایگیری نمیشه غیر معصومی را به جانشینی خدا بر روی زمین انتخواب کرد ابوبکر یکی از گناهان بزرگی که انجام داد این بود خودشو گذاشت جای کسی که خدا به علی ع داد و این بود مسیر پیامبر ص را به هم زد و ضربه محکمی به اصل دین اسلام زد که شیطان هم نتونست


خلاصه اون عمری های که با تعصب دینشان انتخواب کردن بحثی نیس با عمری های عاقلی که گولشون زدن بحث میکنم

الان امام و ولایت فقط مخصوص حجت بن حسن عسکری عج فرزند پیامبر ص هست و بجز ایشان کسی را به امامتون نپذیرید و منتظر باشید که وقتی انشاالله ظهور کرد یاریش کنیم .

خدایا مارا جز منتظران حجتت قرا ببده ، انشاالله


اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۲۸
خادم الحسین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی