معرفی یاران امام حسین
معرفی یاران امام حسین
حبیب بن مظاهر
حبیببنمظاهر
از صحابه پیامبراکرم (ص) و از خواص اصحاب امیرالمومنان (ع) به شمار
میرفت . او جایگاه خاصی نزد حضرت ابی عبدا... داشت و بدین دلیل آن حضرت
در روز عاشورا هنگام آراستن صفوف لشکر ، حبیب را در طرف چپ اصحاب خود
گماشت. او سخت به نبرد با دشمن پرداخت تا اینکه شخصی از بنیتمیم به نام
بَدیلبنصدیم ، بر آن جناب حمله کرد و شمشیر بر سر مبارکش زد . در این
زمان شخصی دیگر از بنی تمیم ، با نیزه بر آن بزرگوار زد و او را به زمین
افکند . حبیب خواست برخیزد که حصین بن تمیم سر مبارکش را از تن جدا کرد و
او به فیض والای شهادت رسید .
حبیب بن مظاهر(مظهر)اسدی،از طایفه
بنی اسد،کوفیو از اصحاب رسول خدا«ص»بود.در هر سه جنگ صفین،نهروان و
جمل،در رکابعلی«ع»شرکت داشت.از اصحاب خاص امیر المؤمنین و حاملان علم
آن حضرت و درعلوم قرآنی شاگرد خاص وی بود.حضرت امیر،او را که از حاملان
علوم«ع»بود،به علم«منایا و بلایا»(آنچه بعدها اتفاق خواهد افتاد)آگاه
ساخته بود. (10) عضو گروه ویژه«شرطة الخمیس»بود که نیروی ضربتی و مطیع
علی«ع»بودند.درنهضت مسلم بن عقیل در کوفه،وی از کسانی بود که در راه بیعت
گرفتن برای مسلم،کوشش میکرد.نیز از سران شیعه در کوفه محسوب میشد که به
حسین بن علی«ع»
دعوت نامه نوشت.نزد امام حسین«ع»موقعیت والایی
داشت.در کربلا نیز امام،او را بهعنوان فرمانده جناح چپ سپاه خویش تعیین
کرد.حبیب،تلاش فراوانی داشت که یارانیاز بنی اسد را به یاری
حسین«ع»بیاورد،اما سپاه اموی مانع پیوستن آنان به یارانسید الشهدا شدند.
(11) گفتگوی او با میثم تمار،هنگام عبور از مجلس بنی اسد،سالها پیش
ازعاشورا،که هر یک نحوه شهادت دیگری را پیشگویی میکرد و مایه شگفتی
حاضرانبودند،معروف است، (12) و این از همان علم منایاست که از علی آموخته
بودند و جریاناتآینده را جز داشتند.روز عاشورا رجزی که در حملههایش
میخواند چنین بود:
انا حبیب و ابی مظهر فارس هیجاء و حرب تسعر (13)
حبیب
بن مظاهر،روز عاشورا از اینکه با شهادتش به بهشتخواهد رفت،خوشحالبود و
با«بریر بن خضیر»مزاح میکرد.شهادت او بر حسین«ع»بسیار سخت
بود.هنگامشهادت 75 سال داشت.سر او نیز همراه سرهای شهدا در کوفه گردانده
شد.
انس بن حارث کاهلی
انس از بزرگان صحابه است که رسول خدا
(ص) را درک کرده و حدیث آن حضرت را شنیده است . انس در روز عاشورا و در
حالی که پیر مردی کهنسال بود از امام حسین (ع) اجازه میدان گرفت و عازم
جهاد شد و پس از رجز خوانی به دشمن حمله کرد و هجده نفر را به خاک هلاکت
انداخت و آن گاه خود شهید شد . نام او در زیارت ناحیه انس بن حارث وارد شده
است : «السلام علی انس بنکاهل الاسدی »
حرّ بن یزید ریاحی
حرّ
ریاحی از بزرگان ، اشراف و از شخصیتهای برجسته کوفه بود . به همین سبب
عبید ا... بن زیاد او را به فرماندهی هزار نفر جنگجو منصوب ساخت تا مانع
ورود امام حسین (ع) به کوفه شوند . حرّ پس از آنکه رحمت الهی شامل حالش شد و
به سپاه امام حسین (ع) پیوست ، همانند شیری غضبناک بر دشمن حمله کرد .
مدتی بدین نحو جنگید تا اینکه جماعتی از لشکر عمر سعد بر او حمله آوردند و
شهیدش کردند . وقتی امام حسین (ع) به نزد او آمد در مرثیهاش این ابیات را
خواند :
« چه مرد نیکی بود حرّ از دودمان ریاح ، چه مرد نیکی بود
حرّ به هنگام بارش نیزهها ، چه مرد نیکی بود که حسین را خواند و به او
پیوست و جان خودش را در طبق اخلاص گذاشت . »
بُکیر بن حرّ بن یزید ریاحی
بکیر
فرزند حرّ بن یزید ریاحی همراه با پدرش بر قوم ستمگر حمله کردند و با
آنها جهاد نمودند .آن جوان سعادتمند پس از اجازه نبرد از امام حسین (ع)
وارد کار زار شد و پس از مبارزهای جانانه ، به درجه شهادت نایل آمد .
زهیر بن قین بجلی
از
شخصیتهای برجسته کوفه بود که روز عاشورا،افتخار یافت در رکاب حسین
بنعلی«ع»به شهادت برسد.وی در میدانهای جنگ،دلاوریهای بسیاری نشان داده
بود.ابتدانیز هوادار جناح عثمان بود،اما توفیق یافت که نیک فرجام و از
شهدای عالی مقام کربلاشود.وی در سال 60 هجری(که سید الشهدا هم از مکه به
قصد کوفه حرکت کرده بود)ازسفر حج برمیگشت و دوست نداشت که با امام برخورد
کند و هم منزل شود.اما در یکیاز منزلگاهها ناچار با فرود آمدن کاروان
حسینی همزمان شد.امام کسی را نزد او فرستاد.
فرستاده حسین«ع»به
خیمه او رفت و پیام امام را رساند.ابتدا بی میلی نشان میداد. اماهمسرش او
را تشویق کرد تا برود و ببیند خواسته امام چیست.زهیر نزد امام رفت.
کلماتامام آتشی در دل او افروخت که از«عثمانی»بودن به«حسینی»بودن تبدیل
شد. همسرشنیز همراه او آمد و به کاروان حسین«ع»پیوستند. (21) سپاه حر
وقتی راه را بر امام حسین«ع»
بستند،زهیر با اجازه سید الشهدا با
آنان سخن گفت و به امام پیشنهاد کرد که با آنان بجنگند، ولی امام نپذیرفت.
(22) شب عاشورا نیز،از جمله کسانی بود که با نطقی پرشور،مراتباخلاص و
حمایت و جانبازی خویش را نسبت به امام کرد و گفت:اگر هزار بار هم کشتهشوم و
زنده گردم هرگز دست از یاری پسر پیغمبر برنخواهم داشت. (23) روز
عاشورا،سید الشهدا فرماندهی جناح راستیاران خویش را در میدان به
زهیرسپرد.زهیر،پس از امام حسین«ع»اولین کسی بود که سواره و غرق در سلاح
مقابلدشمن رفت و به نصیحت آنان پرداخت.شمر به طرف او تیری افکند.گفتگوهایی
بین اوو شمر انجام گرفت. (24) ظهر عاشورا هم او و سعید بن عبد الله جلوی
امام ایستادند و سپرتیرها شدند تا امام نماز بخواند.پس از اتمام نماز،به
میدان رفت و شجاعانه نبرد کرد وچنین رجز میخواند:
انا زهیر و انا
ابن القین اذودکم بالسیف عن حسین ان حسینا احد السبطین من عترة البر التقی
الزین ذاک رسول الله غیر المین اضربکم و لا اری من شین یا لیت نفسی قسمت
قسمین (25)
مطابق گفتهاش،با شمشیر از حسین«ع»دفاع کرد و جنگید و کشته شد.امام به بالین اوآمد و او را دعا و کشندگانش را نفرین کرد.
سعید بن عبدا... حنفی
سعید
از بزرگان شیعه در شهر کوفه و مردی شجاع و با تقوا بود . در روز عاشورا
سعید هر کجا که حضرت امام حسین (ع) حرکت میکردند ، در پیش روی حضرت بود و
در نتیجه تیرها به بدن وی اصابت میکرد . پس از مدتی از شدت جراحات روی
زمین افتاد و به حضرت سیدالشهدا عرض کرد : ای پسر رسول خدا آیا به عهد خود
وفا کردهام ؟ به حضرت فرمود : آری تو در بهشت پیشاپیش من هستی .
حَجّاج بن مَشروقِ جُعفِیِّ
حجّاج
از شیعیان مخلص و از یاران حضرت امیر المومنان علی (ع) بود . هنگامی که
حضرت سیدالشهدا به سوی مکه رفت او هم از کوفه به طرف مکه روانه شد و در
هنگام نمازها ، مؤذن آن حضرت بود . وی در روز عاشورا از امام اجازه جهاد
گرفت و روانه میدان شد و بعد از ساعتی نبرد با کوفیان در حالی که آغشته به
خون بود خدمت آن حضرت رسید و پس از ذکر مطالبی مجددا به صحنه کار زار
برگشت و بعد از دلاوری بسیار به شهادت رسید .
وی اهل کوفه و از
یارانامیر المؤمنین«ع»بود.وقتی خبر هجرت امام حسین«ع»را از مدینه به
مکه شنید،خود را بهآن حضرت رساند و همراه امام از آنجا به کربلا
آمد.همواره ملازم سید الشهدا بود و درپنج وقت نماز،اذان میگفت.در مسیر
راه،وقتی که امام حسین«ع»به منزلگاه«قصربنی مقاتل»رسید و در آنجا
خیمهگاه عبید الله بن حر جعفی را دید،حجاج بن مسروق رادر پی او فرستاد تا
او را به پیوستن به امام فراخواند. (16) (گرچه توفیق حسینی شدن نیافت).
هنگامی که کاروان حسین«ع»با سپاه حر بر خورد کردند،او به امر امام،اذان ظهر گفت.
در برخی کتب از او با عنوان«مؤذن حسین»یاد کردهاند.
مسلم بن عَوسَجه
مسلم
از اصحاب وفادار امیر المومنان علی (ع) بود که در تمامی جنگهای آن حضرت
شرکت داشت و در کربلا نیز به یاری امام حسین (ع) آمد و جان خود را فدای دین
کرد . وی در روز عاشورا با رشادت بسیار به جنگ با یزیدیان پرداخت و پس از
ساعتی مبارزه از شدت جراحات بر زمین افتاد . در این هنگام امام حسین (ع)
به بالینش آمد و فرمود : رحمت خدا بر تو باد ای مسلم و آیه 23 احزاب را
تلاوت نمودند .
وهب بن وهب
وهب ، مردی مسیحی بود که به
همراه مادر و همسرش توسط امامحسین(ع) به دین اسلام گروید . از شب دامادی
وی تا روز عاشورا ، بیش از 17 روز نگذشته بود . وی عاشقانه به میدان جنگ
شتافت و با شجاعت به نبرد با دشمنان پرداخت و پس از مبارزهای سخت به
شهادت رسید و یزیدیان سرش را از تن جدا کردند و به سوی سپاه امامحسین (ع)
پرتاب کردند . مادر وهب که شیرزن نترسی بود سر فرزندش را برداشت و بوسید و
گفت : سپاس خدایی را که روی مرا به شهادت تو در پیش حسین (ع) سفید کرد .
آن گاه به کوفیان رو کرد و گفت : ای مردم با وفا ، گواهی میدهم که
مسیحیان ویهودیان بر شما شرف دارند .
هَفهاف راسِبی
هفهاف
راسبی از شجاع ترین و دلاورترین مردم بصره بود که در جنگهای زیادی در
رکاب حضرتعلی (ع) و امام حسن (ع) جنگیده بود . وی هنگامی که شنید امام
حسین عازم کوفه شده از بصره خارج شد و به سوی کربلا حرکت کرد . در عصر
عاشورا به کربلا رسید و به عمر سعد گفت : مولای ما حسین (ع) کجاست ؟ گفتند
: تو کجا بودی و چه کسی هستی ؟ گفت من هفهاف راسبی بصری هستم . آنها
گفتند : ما حسین را کشتیم و از برادران و فرزندان و یاران او کسی را باقی
نگذاشتیم مگر یک بیمار و گروهی از زنان و دختران او را که اکنون لشکر عمر
سعد به غارت آنها مشغول است . دنیا در نظر هفهاف تاریک شد و آهی کشید و به
لشکر حمله کرد و جمعی را به هلاکت رساند و عده ای را مجروح کرد . پس از
آن با فرمان عمر سعد لشکر وی را محاصره کردند و اسب او را از پای در
آوردند ولی هفهاف از پای ننشست و با پای پیاده جنگید تا آنکه از شدت
جراحات بر زمین افتاد و به شهادت نایل آمد .
مالک بن عبد بن سریع و سیف بن عبد بن سریع
مالک
و برادرش سیف از قبیله همدان بودند که در کربلا به لشکر امام حسین (ع)
پیوستند. در روز عاشورا از اظهار ناراحتی از تنهایی امام حسین (ع) با ایشان
، به دشمن حمله کردند و بعد از اینکه تعداد زیادی از یزیدیان را به هلاکت
رساندند ، شربت شهادت را نوشیدند و به دیار دوست شتافتند
ابو ثمامه صائدی
ابو
ثمامه مردی دلاور و از یاران امیرالمومنان علی (ع) بود که در جنگ ها با
آن حضرت شرکت می کرد . وی در روز عاشورا پس از ادای نماز آماده جان فشانی
شد و سرگرم نبرد شدیدی با سپاه کفر شد و سرانجام بعد از مبارزه و جهاد و
برداشتن زخمهای بسیار به دست پسر عمویش قیس بن عبدا... صائدی به شهادت رسید
.
از یاران سید الشهدا و شهید نماز،که روز عاشورا به فیض شهادت
رسید.وی ازچهرههای سرشناس شیعه در کوفه و مردی آگاه و شجاع و اسلحه شناس
بود.مسلم بنعقیل در ایام بیعت گرفتن از مردم برای نهضتحسینی،او را مسؤول
دریافت اموال وخرید اسلحه قرار داده بود.نامش عمر بن عبد الله بود. (9)
پیش از شروع درگیریهای کربلاخود را از کوفه به کربلا رساند و به امام
پیوست.
روز عاشورا،که یاران حسین بن علی«ع»بتدریجشهید میشدند و
از تعدادشان کاستهمیشد و این کاهش محسوس بود،ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت
امام آمد و گفت:جانمفدای تو!چنین میبینم که دشمنان به تو نزدیک
شدهاند.به خدا قسم تو کشته نخواهی شدمگر آنکه من پیش از تو کشته شوم.دوست
دارم خدای خویش را در حالی دیدار کنم کهاین نماز را که وقتش نزدیک شده
بخوانم.امام،نگاهی به بالا افکند،فرمود:نماز را به یادآوردی،خدا تو را از
نماز گزاران ذاکر قرار دهد.آری،اینک اول وقت نماز است.مهلتی ازسپاه دشمن
خواستند.آنگاه ابو ثمامه و جمعی دیگر،با امام حسین«ع»نماز
جماعتخواندند. (10) وی جزء آخرین سه نفری بود که از یاران امام تا عصر
عاشورا زنده ماندهبودند.برخی گفتهاند که در اثر جراحتهای بسیار بر زمین
افتاد،خویشانش او را به دوشکشیده و از میدان به در بردند و مدتها بعد از
دنیا رفت. (11)
ابوالحتوف و سعد بن حرث
ابوالحتوف با برادرش
سعد بن حرث مذهب خوارج داشتند و با عمر سعد برای جنگ با حضرت امام حسین
(ع) به کربلا آمدند و تا روز عاشورا در لشکر عمر سعد بودند . هنگامی که
اصحاب حضرت شهید شدند و صدای یاری خواهی حضرت بلند گردید ، آنها با خود
اندکی تأمل کردند و در اینجا شمشیرهای خود را غلاف نموده وبه سوی امام
رفتند و پس از پیوستن به امام حسین (ع) با دشمنان جنگیدند و جمعی از آنان
را به هلاکت رساندند و عده ای را نیز مجروح ساختند و سر انجام هر دو در یک
مکان به شهادت رسیدند .
ابو الشعثاء الکندی
یزیدبن مهاصر
معروف به ابوالشعثاء الکندی مردی شجاع شریف ، تیراندازی ماهر واز محدثان
بود . ابوالشعثاء در روز عاشورا ابتدا سواره جنگید تا اینکه اسب او را
کشتند . پس از آن در برابر مولایش امام حسین (ع) به دو زانو در آمد و صد
تیر بر دشمن افکند که همه آنها به غیر از پنج تیر به هدف اصابت کرد . سپس
وی به میدان رفت و پس از رجزخوانی و مبارزه بی امان با دشمن به شهادت رسید .
نام وی نیز در زیارت ناحیه مقدسه وارد شده است : (السلام علیک یزید بن
زیاد بن مهاصر الکندی )
اسلم بن عمرو
اسلم بن عمرو از نژاد
ترک و قاری قرآن ، عالم ادبیات عرب و کاتب حضرتامامحسین(ع) بوده است .
وقتی امام حسین (ع) از مدینه به سوی مکه حرکت نمود اسلم ملازم رکاب امام
بود و با آن حضرت از مکه به کربلا رفت . در روز عاشورا پس از آنکه آتش جنگ
افروخته شد وی رخصت جنگ خواست و پس از وداع با اهل حرم ، خود را بر صف
سپاه مخالفان زد که پس از مدتی مبارزه بر اثر جراحات زیاد و شدت عطش بر
زمین افتاد که امام حسین (ع) بر بالای سر او گریست و وقتی اسلم نگاهش به
امام افتاد تبسمی نمود وبه شهادت رسید .
حضرت علی اکبر (ع)
حضرت
علی اکبر ، یکی از فرزندان امام حسین (ع) است که دوسال پس از شهادت جدش ،
علی بن ابی طالب (ع) به دنیا آمد . وی از نظر ظاهری و اخلاق خوب به
پیامبر شباهت داشت و در نیکی ها زبانزد همگان بود . در روز عاشورا نیز
مانند پهلوانی شجاع وارد میدان جنگ شد وبه مبارزه با دشمنان پرداخت و
تعداد زیادی از کفار را به هلاکت رساند تا آنکه مُرَوَة بن منقذ فرصتی
بدست آورد و شمشیری بر سرش زد که فرقش شکافته شد و ازاسب بر زمین افتاد .
عبدا... الرّضیع (علی اصغر )
عبدا...
در مدینه متولد شد و خواهرش سکینه بود . در روز عاشورا هنگامی که
حضرتامام حسین (ع) علی اصغررا به روی دستان خویش گرفته بود یکی از
لشکریان یزید به نام حرملةبن کاهل، تیری به سوی آن طفل پرتاب کرد که به او
اصابت نمود و باعث شد آن کودک به شهادت برسد .
حضرت قاسم (ع)
قاسم
فرزند حسنبنعلی (ع) هنگام شهادت 14 سال داشت . او کشته شدن در راه خدا
را شیرین تر از عسل میدانست . در روز عاشورا نیز به میدان رفت و توسط
مردی به نام عمر بن سعد ازدی به شهادت رسید .
عون بن علی بن ابیطالب
عَون
نیز یکی از یاران و صحابه امام حسین (ع) بود که در روزعاشورا توسط مردی
به نام خالد بن طلحه به شهادت رسید . وی در آخرین لحظات عمرش (بسم ا... و
با... و علی مِلِّةِ رسول ا... ) را زمزمه میکرد .
محمد بن ابی سعید بن عقیل بن ابیطالب
محمد
بن ابی سعید کودکی هفت ساله بود . هنگامی که امام حسین شهید شد و لشکر
یزید به خیمه ها هجوم آوردند سواری سوار بر اسب شمشیری به پهلوی آن طفل زد و
او را شهید کرد .
برگرفته از سایتهای حوزه و تبیان